
|
شطحيات عموقاسم | |
|
2 فردا روز عجيبی خواهد بود و من مطمئنم که دلم خون ميشه و ميسوزه... ولی چه بايد کرد. خوب ديگه اينهم از مرام روزگاره. البته بايد نشست و ديد. راستی دفاع از پروژه اينترنشيپ، ديروز به خوبی و خوشی تموم شد. بی حضور من و رولی. آخ که چه دفاعی بوده اين دفاع اينترنشيپ!!!!!!! فرزاد می گفت که سروشی (مدير پروژه) کف کرده بود و کلی تعريف کرده و ... ولی رحمانيان يک کمی خواسته که حالگيری کنه که دکتر با اون قصه های توپش از سلطان محمود و ... حالش رو گرفته و... بماند. امروز «چشمای سياه» رو ديدم که اومدن روبروی آقا باحاله وايستادن و نمی خواستن برن، ولی چون آقاباحاله کمی ترسيد، «چشمای سياه» هم رفتن و ...فکر می کنم که فردا اتفاقای جديدی می افته و... ببينيم و تعريف کنيم بُری باحاله، 12يکشنبه /8/1381، ساعت 2:55 بعدازظهر عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي